ميرزا حسن حسينى فسايى
1319
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
و ضابطى اين بلوك از قديم تاكنون با خوانين قشقائى بود و هست و توابع آن بر اين « 1 » وجه است : بوكر : فرسخى بيشتر جنوبى « چركس » است . چركس : همان قصبه دزكرد است . ده حاجى بهروز : فرسخى جنوبى « چركس » است . رئيسان : فرسخى ميانه مغرب و جنوب « چركس » است . شرفى : فرسخى كمتر جنوب « چركس » است . كوفته : نيم فرسخ جنوب « چركس » است . [ 29 ] - بلوك دشتستان « 2 » ناحيهء وسيعى است از گرمسيرات فارس ميانه جنوب و مغرب شيراز . درازى آن از قريه « كلر » « 3 » اول ناحيه گناوه تا قريه « منقل » آخر ناحيه خرموج ، 37 فرسخ ، پهناى آن از قريه « رود فارياب » كوه كيسگان ناحيهء برازجان تا قريهء شيف « 4 » ناحيه مضافات بوشهر ، 18 فرسخ ، محدود است از جانب مشرق به نواحى دشتى و از سمت شمال به بلوك خشت و ماهور ميلاتى و از جانب مغرب و جنوب به ناحيه ليراوى كوهگيلويه و درياى فارس و شكار دشتستان در تلهاى سنگلاخى ، قوچ و ميش كوهى و در جلگاه و كنار دريا آهوست كه شكار ديگرى جز آهو ، آب دريا را نخورد و از ناحيه دالكى تا ناحيه رود حله كه رودخانه آب شيرين جارى است ، دراج فراوان باشد و تيهو و كبك و كبوتر و بلدرچين و در زمستان هوبره و چاخرق است و وضع شكار كيسه « 5 » در ذيل مضافات بندر بوشهر بيايد . هواى دشتستان از ماه نوروز تا آخر ميزان گرم است و در پنج ماه ديگر در كمال اعتدال ، كشت آن ، گندم و جو و عدس ديمى است اگر از ماه قوس تا ماه حوت در هر ماهى يكبار باران بيايد هريك من تخم گندم و جو پنجاه من بلكه بيشتر گردد و باران نوروزى را نخواهند كه غلهاش رسيده باشد و عموم نخلستان دشتستان ديمى است كه به آب باران زمستانه قناعت كند و چندين نخلستان هم از آب رودخانه دالكى و خشت فاريابى در كناره اين رودخانه باشد و دشتستان را چندين ناحيه است كه هريك را
--> ( 1 ) . در متن : ( آن ) . ( 2 ) . رجوع شود به كتاب تاريخ و جغرافياى برازجان ، ج 1 و 2 ، على مراد فراشبندى ، 1336 ، شيراز . و آثار شهرهاى خليج فارس ، ص 89 تا 252 . ( 3 ) . فاضل ارجمند مجيد زنگويى معتقد است كه بايد ( كلل ) باشد . ر ك : كلل ، جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 299 . ( 4 ) . ر ك : كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 347 . ( 5 ) . : ( و آن بر اين وجه است كه . . . جماعتى با طبل و شيپور به جانب جنوبى كه بيابان است حركت كنند و از ازدحام آنها ، جانوران اين مسافت همه روى به جنوب شوند و هرچه بيشتر روند مسافت باريكتر گردد تا به دويست و صد ذرع رسد و تمام جانوران با هم مجتمع گشته حيران بمانند پس مردمان آنچه را خواهند از آهو و شغال و روباه و غيرها شكار كنند . . . ) ( مضافات بوشهر در همين كتاب ) .